معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا، با ارزش ترین دارایی یک انسان نه مال و اندوخته که جان اوست؛ جانی که وابسته به سلامتی جسم و روح است و وقتی ابتلا به بیماری این جسم را می آزارد، بیمار مستأصل و درمانده به امید درمان به پزشک پناه می برد؛ حال اگر این پزشک برای درمان جسم بیمار، روح او را آزرده کند یا او را در تنگنای مالی قرار دهد، آن زمان است که بیمار ضربه ای حتی سخت تر از بیماری را تجربه خواهد کرد.
به گزارش ایکنا، با ارزش ترین دارایی یک انسان نه مال و اندوخته که جان اوست؛ جانی که وابسته به سلامتی جسم و روح است و وقتی ابتلا به بیماری این جسم را می آزارد، بیمار مستأصل و درمانده به امید درمان به پزشک پناه می برد؛ حال اگر این پزشک برای درمان جسم بیمار، روح او را آزرده کند یا او را در تنگنای مالی قرار دهد، آن زمان است که بیمار ضربه ای حتی سخت تر از بیماری را تجربه خواهد کرد.
برای جلوگیری از بروز چنین شرایطی در طول تاریخ تمدن باشکوه ایران، اخلاق در کنار پزشکی از سوی اطباء مطرح و به پزشکان جوان آموزش داده می شده است و همین آموزه هاست که از پزشکان ایرانی، انسان هایی دلسوز و پرتلاش ساخته که کارنامه ای درخشان در طول تمام بحران ها و سختی ها کسب کرده اند اما مسئله اخلاق پزشکی با رشد علم پزشکی ابعاد مختلف دیگری به خود می بیند، از سوی دیگر بروز برخی رفتارهای غیراخلاقی موجب شده این کارنامه درخشان در برخی حوزه ها کم فروغ تر جلوه کند. بر همین اساس ایکنا طی سلسله گفت وگوهایی به بررسی ابعاد مختلف اخلاق پزشکی می پردازد.
سید علی انجو، عضو هیئت علمی و مدیر گروه اخلاق پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد و دبیر کمیته ملی اخلاق بالینی شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت در گفت وگو با ایکنا به سؤالات مطرح شده در زمینه اخلاق پزشکی پاسخ داد که در ادامه با هم می خوانیم.
ایکنا ـ مهم ترین معضل، چالش یا نیاز اخلاق پزشکی به ویژه در حوزه بالین امروز ایران چیست؟
خود این موضوع می تواند یک موضوع پژوهشی باشد و می توان درباره اینکه مردم ما در حال حاضر چه چیزی را مهم ترین معضل اخلاق پزشکی می دانند، بررسی کرد. اما اگر از من، به عنوان دانش آموخته این رشته و کسی که چندین سال است در زمینه اخلاق بالینی و اخلاق پزشکی کار، مطالعه، تفکر و تدریس کرده ام، بپرسید، می توانم فهرستی از مشکلات را بیان کنم؛ از جمله نامتناسب بودن مسئله مالی با درمان.
اگر بیماران و مردم کشور ما تحت پوشش بیمه، اعم از بیمه پایه و بیمه تکمیلی، هستند، دیگر نباید شرایط به گونه ای باشد که مجدداً مجبور شوند مبالغ اضافه ای پرداخت کنند. در واقع، نباید برای اقدامات تشخیصی، اقدامات درمانی، دارو و تجهیزات پزشکی، هم رقم رسمی و هم رقم غیررسمی وجود داشته باشد و در کنار بازار رسمی، بازار غیررسمی نیز شکل گیرد. نباید عده ای برای عمل جراحی زیرمیزی دریافت کنند و پس از آن، فرهنگی وجود داشته باشد که گویی پزشکی که متعهدتر است و اخلاقی تر رفتار می کند و زیرمیزی دریافت نمی کند، بعضی تصور کنند که سواد کمتری دارد، در حالی که عملاً و واقعاً چنین نیست.
می بینیم فردی وجود دارد که از نظر جایگاه علمی در مقام شاگرد نسبت به فرد دیگری قرار دارد، اما چون مکانیسم های جذب مشتری یا بازاریابی و این موارد را اجرا می کند و اعتقادی به این ندارد که مردم فقیر به همان اندازه شایسته دریافت درمان و سلامت هستند که مردمان ثروتمند، ممکن است در نگرش بعضی افراد باسوادتر به نظر برسد؛ در حالی که جایگاه علمی او نسبت به آن فرد پایین تر است و رفتار او نیز اخلاقی نیست.
یک پدیده، مانند پدیده دریافت زیرمیزی برای یک عمل جراحی ترکیبی از مسائل ساختاری، سیاست ها و پالیسی هاست؛ زیرا سیاست فراتر از قانون است. ممکن است در جایی قانونی داشته باشیم، اما سیاستی که اجرا می شود، چه سیاست نوشته شده و چه سیاست نانوشته، چیز دیگری باشد. بنابراین، این مسئله ترکیبی از سیاست ها، قوانین، بسترها، ساختارها و فرهنگ مردم است.
دوستی دارم که فوق تخصص بیماری های قلب و عروق کودکان و عضو هیئت علمی یکی از دانشگاه های برتر کشور است و از آنجایی که اهل یکی از استان های مرزی کشور است، به استان خودش رفت تا در آنجا خدمت کند. او برای من تعریف می کرد که شنیده ام بعضی از بیماران می گویند: «اگر این فرد چیزی بلد بود، او را به این شهر نمی فرستادند». متأسفانه چنین نگاهی بسیار ریشه دار شده است. یعنی بعضی افراد دوست دارند خارج از قاعده پول پرداخت کنند و گمان می کنند اگر این کار را انجام دهند، کیفیت بهتری دریافت می کنند. البته ممکن است در برخی موارد پرداخت پول بیشتر به معنای دریافت خدمات بهتر باشد اما پزشکان بسیار خوبی هم داریم که حاضر نیستند خارج از قاعده و قانون پول اضافی دریافت کنند و این پزشکان وقتی با چنین نگاه و برداشتی از سوی بیماران مواجه می شوند، ناامید می شوند و این یکی از معضلاتی است که ما در این حوزه داریم.
از دیگر معضلات و مشکلات مرتبط با اخلاق پزشکی موضوعاتی مثل منطقی بودن تعرفه، به روز بودن آن، نحوه پرداخت، زمان پرداخت و ... از یک سو و از سوی دیگر، انصاف و وجدان افراد، تبلیغات و بازاریابی و اساساً این موضوع که آیا طبابت موضوع بازار است و آیا بیمار مشتری است و ... مطرح می شود.
در بازار مسائل مربوط به مشتری مداری و این موارد وجود دارد، اما ما معتقدیم استفاده از این مفهوم و توجه به مشتری مداری در موضوعات درمانی و در مراکز درمانی، خود نوعی توهین به بیمار است؛ زیرا بیمار فردی نیازمند است و ما از نظر اخلاقی ملزم هستیم به او کمک کنیم. دانشی که خدا به ما داده و برای کسب آن تلاش کرده ایم، در عین حال لطف خدا بوده است که من پزشک شده ام. اگر نگاه خداوند نبود، ممکن بود نتوانم موفقیت هایی را که کسب کرده ام، به دست آورم. اگر این نگاه متفاوت وجود داشته باشد، در واقع باعث می شود افراد به شکل دیگری به این موضوع نگاه کنند.
به همین دلیل، مشکلات اخلاق بالینی بسیار پیچیده است و در آن فرهنگ مردم، فرهنگ درمانگران و تیم درمانی، ساختارهای قانونی، نهادهای سازمانی و فرایندها، بودجه و اقتصاد نقش دارد؛ همچنین مسائلی از قبیل مسائل مربوط به تعارض منافع و مسئله های مالی ناپیدایی که بین افراد، نهادها و گروه ها وجود دارد، از جمله مسائلی هستند که در اخلاق بالینی مطرح اند.
علاوه بر این، موضوعات دیگری نیز وجود دارد که اندکی بیشتر به علوم انسانی و حقوق نزدیک می شوند؛ مانند مسائل مرتبط با سقط جنین، مسائل مرتبط با اهدای تخمک و اسپرم و مادر جایگزین. البته با عبارت «رحم اجاره ای» موافق نیستیم. عنوان «رحم اجاره ای» در واقع بی حرمتی به آن مادر است؛ زیرا با این تعبیر، انسان را به رحم او تقلیل داده ایم. علاوه بر این، اساساً فرایند اجاره درباره بدن انسان مصداق ندارد. به همین دلیل، به جای «رحم اجاره ای» باید از عبارت «مادر جایگزین» استفاده شود.
در این موضوعات نیز مباحث فلسفی، فقهی و حقوقی وجود دارد که اینها نیز بخشی از اخلاق پزشکی است.
ایکنا ـ آیا نظام آموزش پزشکی ما این نگاه متعالی را که پزشکی یک لطف و نعمت الهی است که می توانیم با آن جان انسان ها را نجات دهیم، به نسل جدید پزشکان منتقل می کند؟
نظام آموزش پزشکی ما درباره موضوعات اخلاقی فعالیت دارد، اما از نظر من این فعالیت اثرگذار، نتیجه بخش و رضایت بخش نیست. اقدامات زیادی در کشور در حوزه اخلاق پزشکی صورت گرفته است اما برای اثیرگذاری بیشتر و نتیجه بخش بودن بیشتر این اقدامات باید راهبر «تغییر آرام» را در پیش بگیریم. تغییرات، به خصوصی تغییراتی که پایه فرهنگی داشته و در فرهنگ انسان ریشه دوانده باشند، با بخشنامه و یک شبه قابل اعمال نیست. باید آن قدر آموزش دهیم و این آموزش را ادامه دهیم تا به تدریج نگرش ها و فرهنگ ها تغییر کنند و این تغییر بتواند خود را در عملکرد نیز نشان دهد.
دانشجویان فعلی ما، که نسل جدید و دارای مختصات و مشخصات نسل جدید هستند، از زمانی که چشم باز کرده اند در فضای مجازی بوده اند. یعنی هیچ گاه دنیای بدون تلفن همراه و اینترنت در ذهن آنها نمی گنجد. این وضعیت مانند زمان ما نیست؛ اکنون ما شبانه روز در فضای مجازی هستیم، ولی می توانیم تصور کنیم که فضای مجازی وجود نداشته باشد؛ اما آنها شهروند فضای مجازی هستند.
آموزش اخلاق به این افراد، در مقایسه با 50 سال پیش، به طور حتم هم از لحاظ ماهیت و محتوا و هم از لحاظ ساختار تغییراتی کرده است. با همه این تغییرات، وزارت بهداشت و دانشکده های پزشکی در حال تلاش هستند و این آموزش را ارائه می دهند. درس اخلاق پزشکی و درسی با عنوان آداب پزشکی نیز وجود دارد. این دروس قبلاً در دوره آموزشی دانشکده پزشکی وجود نداشت. در مقطعی این درس ها ایجاد شدند اما افرادی که این درس ها را تدریس می کردند، متخصص نبودند. سپس نیاز به این موضوع احساس شد و دانشجوی دکتری تخصصی در رشته اخلاق پزشکی پذیرفته شد و اکنون، از حدود سال 1387 تاکنون، دانشجویان دکتری تخصصی اخلاق تربیت می شوند که در دانشکده های پزشکی کشور جذب می شوند، عضو هیئت علمی می شوند و این آموزش ها را ارائه می دهند.
در نتیجه، نسبت به گذشته تلاش بیشتری انجام شده، آموزش های بیشتری ارائه شده و آشنایی و آموزش افراد فارغ التحصیل نیز بسیار بیشتر از افرادی است که در سال های قبل فارغ التحصیل شده اند.
ایکنا ـ آیا این دروس کافیست یا دانشجویان باید در بیمارستان ها اخلاق عملی رفتار با بیمار را از اساتید خود بیاموزند؟
یک آموزش رسمی و یک آموزش غیررسمی داریم. یعنی دانشجوی پزشکی در بیمارستان یک چیز را در کتاب ها و کلاس ها یاد می گیرد و چیز دیگری را نیز از رفتار استاد خود، به عنوان الگو یا مدل می آموزد.
وقتی در بیمارستان ها افرادی داریم که خودشان به هر دلیلی رفتارهای اخلاقی ندارند، از جمله به دلیل چالش های اقتصادی موجود در کشور، مشکلات ساختاری و اینکه بیمه ها همیشه به بیمارستان ها بدهکارند و همواره از تورم عقب هستند و زمانی که پول پرداخت می شود، حق و حقوق افراد به درستی پرداخت نمی شود و بار درمان بر دوش آموزش سنگینی می کند و ... ، دانشجویان این پزشکان نیز متأسفانه با رفتارهای غیراخلاقی آشنا و مواجه می شوند.
یکی از مسائل غیراخلاقی که در بیمارستان ها وجود دارد این است که به جای اینکه متخصص جراح استخدام کنیم تا کار بیمارستان دولتی را انجام دهد، به این بهانه که رزیدنت جراحی در حال آموزش و یادگیری است، مسئولیت های زیادی به رزیدنت واگذار و آنها را تحت فشار قرار می دهیم. این فضاها، یعنی دیدن استادی که تخلف دارد و دیدن رزیدنتی که تحت فشار است، رفتارهای غیراخلاقی را عملاً به دانشجویان یاد می دهد.
در قرآن کریم داستان حضرت شعیب مطرح شده است که به قوم خود می فرماید: «وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ»(آیه 85 سوره هود)، یعنی اشیای افراد را بی ارزش نکنید. اگر من می خواهم چیزی از شما خریداری کنم، نباید جنس شما را کم ارزش گذاری کنم و اگر کاری را سفارش دادم و کسی آن را برای من انجام داده، نباید زحمت او را بی ارزش کنم و از کار کسی که برای من کار می کند، بدزدم.
اما متأسفانه، به خصوص در نظام رزیدنتی، با این مسئله مواجه هستیم که یک رزیدنت در بیمارستان در حال انجام کار است و چون مدرکش در اختیار ماست و می توانیم به دلیل مدرک او را تحت فشار قرار دهیم و به او آسیب برسانیم، از او کار می کشیم و پول او را نیز پرداخت نمی کنیم.
نام این کار را هم صرفه جویی، زرنگی یا مثلاً بهره وری و ... می گذاریم اما این کار در درازمدت منجر به این می شود که فردی که چهار سال رزیدنت بیمارستان ما بوده است و اکنون که فارغ التحصیل شده، بگوید: «من دینم را ادا کردم؛ از این به بعد هر کاری انجام دهم، حق دارم» و کسی هم زورش به او نمی رسد.
همین روند موجب شده علی رغم تلاش هایی که در زمینه توسعه اخلاق و آموزش اخلاق پزشکی انجام می دهیم، نتیجه چیزی نباشد که انتظار داریم، چراکه برخلاف آموزش ها، در عمل بی اخلاقی ها را به دانشجویان نشان می دهیم. نمی توانیم با یک دانشجوی پزشکی و رزیدنت به شکل غیراخلاقی رفتار کنیم و سپس انتظار داشته باشیم که او پس از اتمام تحصیلاتش، اخلاق مدار رفتار کند و متأسفانه سیستم در حال انجام بی اخلاقی هایی در حق پزشکان است که عملاً روند تحقق آموزش های اخلاق پزشکی را دچار اختلال کرده است.
البته، علی رغم همه این بی اخلاقی هایی که ما داریم و فشارهایی که به پزشکانمان وارد می کنیم، حداقل جنگ و کرونا نشان داد که همچنان بسیاری از پزشکان ما حقیقتاً اخلاق مدار هستند. در شرایط بحرانی مشخص می شود که افراد کیمیای وجودشان هنوز هست، آن گوهر وجودشان همچنان وجود و درخشش دارد. ممکن است غبار روی آن نشسته باشد و دیده نشود، ولی وقتی طوفان حوادث می آید و باد می وزد، این غبارها را می برد و جوهر وجودی فرد خودش را نشان می دهد.
حدود 10 سال است که عضو هیئت علمی هستم و در نقاط مختلف کشور کار کرده و شاهد هستم که پزشکان جوان زیادی تعهد، اخلاق و احساس درونی واقعاً عالی دارند و حسی که نسبت به بیمار دارند، همدلی و شفقت است.
اما افرادی هم هستند که به هیچ وجه این مسائل را قبول ندارند و می گویند: «برای پول آمده ام، برای عنوانش آمده ام و پزشکی هم یک کسب وکار است». این افراد بیمارستان را یک نهاد مالی می دانند و مطرح می کنند وقتی ممیز مالیاتی به سراغ ما می آید، برای او تفاوتی ندارد که ما طلا فروش هستیم یا بیمارستان، در نتیجه برای ما نیز تفاوتی ندارد و بیمار از نظر ما یک مشتری است و اگر کسی پول نداشته باشد، مثلاً او را پذیرش نمی کنیم؛ البته منظورم در موارد غیراورژانسی است و در موارد اورژانسی همه موظف هستند بیمار را پذیرش کنند.
به همین دلیل، سطوح آموزش اخلاق پزشکی نیز سطوح متفاوت است. بعضی ها به اخلاق پزشکی، نگاه عرفانی ـ اسلامی دارند؛ یعنی همان نگاهی که این تخصص پزشکی امانتی در دست من است، لطف خدا و نعمت خدا به من بوده است و باید شاکر نعمت خدا باشم و شکر نعمت این است که به قول سعدی: «چون خداوندت بزرگی داد و حکم/ خرده از خردان مسکین درگذر/ چون زبردستیت بخشید آسمان/ زیردستان را همیشه نیک دار».
یا «شکرانه بازوی توانا، گرفتن دست ناتوان است» پس اکنون که خداوند توانایی طبابت کردن به من داده است، این توانایی شکرانه دارد و شکرانه آن دستگیری از ناتوانان است.
این نگاه، رابطه من و خداوند و نگاه عرفانی است. در این نگاه، بیمار فرستاده خداست؛ زیرا ما حدیث داریم که وقتی کسی نیازی دارد و به شما مراجعه می کند، در واقع او را رسول خدا ببینید که خدا او را فرستاده است تا نیازی که باید برای او برطرف شود، از سوی خداوند، توسط شما برطرف شود.
ما استادی داشتیم که می گفت بیمار دل شکسته است؛ او قبلاً فعالیت 24 ساعته داشته، مادر یک خانه بوده، پدر بوده، مدیر شرکت بوده، معلم یک مدرسه بوده و ... این آدم پرتوان و پرانرژی اکنون بیمار شده، روی تخت افتاده و بیمار شماست. این آدم دل شکسته است و خداوند در قلب های شکسته است. ایشان می گفتند: «خیلی مراقب باشید که مریضتان دلش نگیرد از شما».
چنین نگاهی در اخلاق پزشکی داریم و نگاه های دیگری نیز وجود دارد و فردی ممکن است بگوید: «من اصلاً این حرف ها را قبول ندارم؛ خدا چیست یا اسلام چیست؟» یا همان نگاه کاملاً اقتصادی و بازاری دارد. به همین دلیل، ما طیف متنوعی از دانشجویان پزشکی در دانشکده پزشکی داریم و آموزش دادن به مخاطبان متفاوت نیز در دروس مرتبط با نحوه آموزش، مسئله ای مهم است.
اگر مخاطبان شما همگن باشند، می توانیم محتوایی آماده کنیم که همه آن مخاطبان قبول دارند و به آنها آموزش دهیم؛ ولی وقتی متفاوت باشند، مجبوریم حداقل هایی را بیان کنیم و آن حداقل این است که حتی اگر شما نگاه بازاری هم داشته باشید، برای اینکه درمان موفق باشد، باید به اراده و خواست بیمار احترام بگذاریم.
ایکنا ـ آیا می شود این مباحث اخلاقی را زیر سایه قانون آورد و بگوییم شما قانوناً موظف هستید این حوزه اخلاقی را رعایت کنید و اگر این حوزه اخلاقی را رعایت نکردید، با مجازات مواجه خواهید شد؟
در مواردی که یا آن موضوع بسیار مهم و حساس است، یا آن تخلف بسیار شایع و دامن گیر همه گروه های هدف شده است، این مسئله تبدیل به قانون می شود. مثلاً در ماده 648 قانون مجازات، برای افشای راز، مجازات مالی و زندان تعیین کرده است و در متن قانون، با پزشکان شروع کرده و گفته است: «اطبا، جراحان، ماماها، داروفروشان و کلیه کسانی که به مناسبت شغل خود محرم اسرار می شوند، اگر در غیر از موارد قانونی اسرار را افشا کنند، به میزان مشخصی جریمه مالی و حبس محکوم می شوند».
یعنی پشتوانه بعضی از الزامات اخلاقی، قانون است. رازداری در ارتباط پزشک و بیمار، در وهله نخست یک موضوع اخلاقی است، ولی به دلیل اهمیت آن، برایش مجازات تعیین کرده اند.
منتها باید این را متوجه باشیم که اولاً ما نمی توانیم همه چیز اخلاق را تبدیل به قانون کنیم. دوم اینکه اخلاق، الزام درونی است؛ یعنی من خودم تصمیم می گیرم که آدم بهتری باشم و یک سری قواعد را بر خودم الزام می کنم. حالا این قواعد وقتی فراگیرتر می شوند، تبدیل به فرهنگ و نرم جامعه و در نهایت هنجار در یک جامعه می شوند. منتها قانون در واقع یک ضرورت، پیمان عمومی و میثاق عمومی است.
در واقع می توانم این طور بگویم که قانون، کف باید و نبایدهاست و اخلاق، سقف باید و نبایدهاست. یعنی ممکن است فراتر از قانون، کاری را که قانون از من نخواسته است انجام دهم؛ رفتاری که اخلاقی تر باشد، تا خودم احساس بهتری داشته باشم، رضایت شغلی داشته باشم و شب هنگام که می خواهم بخوابم، خوشحال باشم از اینکه امروز توانسته ام به چند نفر کمک کنم.
به همین دلیل، قطعاً قانون در بسیاری از موارد پشتیبان، حمایت کننده و ضمانت کننده اجرای بعضی از قواعد اخلاقی می شود، اما الزاماً قانون و اخلاق یکی نیستند.
ایکنا ـ آموزش به نسل جدید بسیار دشوار و متفاوت است. آیا به این موضوع فکر شده است که در نظام تربیتی و نظام آموزش علوم پزشکی، اخلاق را چگونه براساس اقتضائات و ویژگی های نسل جدید به پزشکان این نسل آموزش دهیم؟
بله، ولی نه با آن سرعتی که تغییرات اتفاق افتاده است. در دانشگاه علوم پزشکی، نهادی با عنوان مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی یا EDC؛ Education Development Center. داریم. این مراکز درباره نحوه آموزش پزشکی یا علوم مرتبط با پزشکی، مانند اخلاق پزشکی، اقتصاد سلامت و آمار زیستی که جنس آنها الزاماً علوم پزشکی نیست، بحث می کنند. آنجا بحث می شود که آموزش از طریق رول پلی، بازی و بازی سازی، اپلیکیشن، فیلم، تئاتر و نمایش و ... صورت گیرد.
منتهای امر، این نوع آموزش هم هزینه زیادی می برد و هم به بدنه آموزشی قوی تری نیاز دارد، ولی ضرورت دارد و انجام آن نیز در برخی جاها صورت می گیرد. باید سرعت تغییر در نحوه آموزش اخلاق پزشکی را با سرعت تغییر ادبیات و فرهنگمان تطبیق دهیم. اما متأسفانه سرعت تغییر نحوه آموزش اخلاق پزشکی کمتر از سرعت تغییر نسل هاست؛ البته تغییر فرهنگ در نسل جدید، تنها مشکل کشور ما نیست و در همه جای دنیا این مسئله وجود دارد.
ایکنا ـ نهاد اخلاق در وزارت بهداشت چگونه طراحی شده است؟
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در اصل سه وزارتخانه در کنار هم است. یعنی در هر روستایی که وزارت آموزش و پرورش یک کپر یا چادر به عنوان مدرسه داشته و چند دانش آموز را آموزش می دهد، ما هم یک خانه بهداشت داریم.
معاونت بهداشتی وزارت بهداشت نیز به اندازه یک وزارتخانه، مجموعه مفصلی از مراکز بهداشتی و خانه های بهداشت در روستاها و شهرهای کوچک دارد. در معاونت درمان نیز ساختار دارو، درمان، بیمارستان ها، داروخانه ها، کارخانه های داروسازی و تجهیزات پزشکی و ... خود یک وزارتخانه عظیم می تواند باشد.
آموزش پزشکی نیز در جایگاه خود، عملکردی مثل وزارت علوم دارد؛ معاونت آموزشی، معاونت پژوهشی، معاونت دانشجویی و فرهنگی و ... عملکردشان شبیه وزارت علوم است. پس باید این مسئله را در نظر گیریم که وقتی در خصوص وزارت بهداشت سخن می گوییم وزارتخانه بزرگی است که گاهی متوجه بزرگی آن نیستیم.
وزارت بهداشت، شورای عالی اخلاق پزشکی دارد که رئیس این شورا وزیر بهداشت است که در هر دوره نایب رئیس تعیین می کند که به جای ایشان فعالیت های اجرایی شورای عالی را انجام می دهد. البته جلسات با حضور وزیر تشکیل می شود؛ در تمام دانشگاه های علوم پزشکی کشور نیز شورای عالی اخلاق وجود دارد که رئیس دانشگاه علوم پزشکی مربوطه، رئیس این شورا است.
در خود ستاد وزارتخانه نیز سه بازوی اجرایی برای شورای عالی اخلاق داریم که عبارت اند از کمیته ملی اخلاق در آموزش، کمیته ملی اخلاق بالینی و کمیته ملی اخلاق در پژوهش.
نام جدید کمیته ملی اخلاق در پژوهش «کارگروه کشوری اخلاق در پژوهش» شده است، ولی کمیته ملی اخلاق در آموزش و کمیته ملی اخلاق بالینی با همان اسمی که از ابتدا تشکیل شده اند، فعالیت می کنند. ما کمیته ملی اخلاق بالینی هستیم و در معاونت درمان مستقریم، البته معاونت های غذا و دارو، بهداشت و پرستاری نیز در کمیته نماینده دارند.
رئیس اورژانس، رئیس نظام پزشکی، نماینده سازمان پزشکی، یک عضو فرعی، یک عضو حقوقدان، سه عضو متخصص اخلاق پزشکی، یک نماینده مدیران بیمارستان ها و یک نماینده پرستاران نیز در کمیته ما حضور دارند. متناظر این کمیته در دانشگاه های علوم پزشکی، کمیته های دانشگاهی اخلاق بالینی هستند. در هر بیمارستان نیز یک کمیته اخلاق بیمارستان داریم.
وظیفه کمیته های دانشگاهی، مدیریت کردن کمیته های بیمارستان، نظارت، راهبری، ارزیابی و آموزش آنهاست. در حوزه پژوهش نیز به همین ترتیب، ساختار کمیته های اخلاق پژوهش دانشگاهی و دانشکده را داریم. البته اخلاق در آموزش خیلی توسعه یافته نیست.
البته گروه های اخلاق پزشکی نیز در دانشکده پزشکی داریم که وظیفه آموزش اخلاق را به دانشجویان پزشکی، دانشجویان پرستاری، دانشجویان توان بخشی، بهداشت و پیراپزشکی بر عهده دارند.
یعنی تقریباً همه رشته های ما یک درس اخلاق بالینی یا حرفه ای یا اخلاق و قانون دارند و البته این درس، به جز درستی است که با عنوان کارگاه یا درس مستقل اخلاق در پژوهش آموزش داده می شود. اخلاق در پژوهش مربوط به پایان نامه، مقاله و کارهای پژوهشی می شود و به دانشجویان می آموزیم که در هنگام کار کردن با حیوانات، بیمار کردن آنها یا کار کردن با انسان ها به عنوان سوژه پژوهش، چه ملاحظات اخلاقی را باید رعایت کنند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}